تبليغاتX
باغ آسمان چقدر دیدنیست !!!


باغ آسمان چقدر دیدنیست !!!

عهد ما با تو نه عهدیست که تغییر پذیرد بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش

خدايا ! اين عطش قرب را با جرعه جرعه رحمتت فروبنشان

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 2:16 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |

 

سلام به آسموني كه هنوز دو دله براي افشون كردن سياه زلفاش

سلام به ستاره اي كه هنوز پشت پلك شب دل تنگه براي چشمك زدن

سلام به ماهي كه اين روزا در پس پرده هاي راز منتظره

سلام به ماهي كه زيباست  . . . زيباست . . .  زيباست . . .

زيبا سلام . زيبا هواي حوصله ابري است

چشمي از عشق ببخشايم تا روز آفتاب بشويد دل تنگي مرا

زيبا كنار حوصله ام بنشين . بنشين و مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره ي خويش . بنشان مرا به منظره ي باران

بنشان مرا به منظره رويش . من سبز مي شوم

زيبا سلام

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 21:33 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |

 

خداوند انسان را در آب هاي عميق فرو مي برد 

نه براي غرق كردنش  بلكه براي پاك كردنش .

 

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 23:54 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |

 

من ندانم گفتن . . .

گفتن از اين عشق وسيع . . .

گفتن از اين عشق كه هم چون يك شمع

شاهد گردش پروانه دلي است

كه دلش در طلب يار ازل سوخته است . . .

سينا اميني

 

 

نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 2:21 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |

 

ميلاد آخرين سفير حضرت حق

حضرت مهدي (عج) بر شما مبارك باد

 

نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 2:11 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |

 

چند روزي است كه خيابان هاي شهر را چراغاني كرده ايم

چند روزي است اميدوارتريم و

فقط يك روز مانده تا ماه كامل شود

يك روز مانده تا زمين عطر نرگس بگيرد

 

 

نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 6:39 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |

 

سلام بر تو آن گاه كه به نماز مي ايستي

آن گاه كه قدم مي زني  آن گاه كه به ركوع مي روي

و آن گاه كه بزرگي خداوند را فرياد مي كني

تو مي آيي و انتظار از تمامي لغت نامه ها پاك مي شود

روزي پنجره اي تصوير روشن تو را قاب خواهد كرد

و دري پايبوس ظهور تو خواهد شد

بيا مهدي كه جهان در انتظار توست

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 7:8 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |

 

نمي دونم چرا گاهي اوقات ما بنده هاي نا شكرت خودمو مي گما تو آسمون پرستاره اي كه برامون تصوير كردي يه لكه ابرو مي بينيم اما چشممون رو به اون همه ستاره اميدي كه بهمون چشمك مي زننو مي بنديم يا وقتي كه اون قطره هاي پاك بارونتو مي بينيم فقط اون لحظه اي رو مي بينيم كه لباسمون به خاطر رد شدن يه ماشين خيس شده و دريغ از اين كه لحظه اي به تازه شدنو شكفتن پي در پي خودمون فكر كنيم .

خدايا !

خداي مهربونم ! به ما آدما ياد بده كه بتونيم مهربونيتو ، محبتتو و لطف نگاهتو بببينيم . خدايا چشمامونو باز كن به روي اون دريچه اي كه مي شه از توش تو رو ديد .

آمين

 

 

 

نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 2:39 توسط •* *•. .•*. مریم .•* *•. .•*.| |


Design By : Night Skin